ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
116
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
معمولا سر خود را با پارچهء شالى مىپوشاند كه گوشههاى آن از پشت آويزان است . پيراهن عبارت است از پارچهاى نازك و ابريشمين به رنگ صورتى يا آبى كه گلدوزى شده است با حاشيههاى طلائى ؛ از زير اين لباس به خوبى پستانها نمايان است و چون فقط تا ناف مىرسد شكم كاملا برهنه و نپوشيده مىماند . شكمبند كوتاهى از شال ، ابريشم يا زرى كه به تن چسبيده است و جلو آن باز است تا تهيگاه مىرسد . كليجهاى كه به كليجهء مردان شبيه است پوشش بالاتنه را تكميل مىكند . زن ايرانى به جاى دامن معمولا چند زير شلوارى مىپوشد كه به زير جامه موسوم است و روى آن باز شلوار گشاد چيندار ديگرى به پا مىكند موسوم به جامه كه از جنس ابريشم لطيفى است و اين همه تا حدود ثلث ساق پا مىرسد . در اثر زيادى زير جامهها و جامهء پرچين روى آنها ، لباس خانمها به صورت لباسى پف كرده در - مىآيد . بىبندوبارى در مصرف پارچه و تجملى كه بخصوص در مورد اين لباس به كار مىرفت ، فرياد شوهران را به آسمان رسانيد تا بالاخره دولت ناگزير شد محدوديتهائى قانونى براى آن وضع كند ، و البته همانطور كه مىتوان پيشبينى كرد اين تمهيدات به هيچ كجا نينجاميد ؛ زيرا بالاخره قدرت و سطوت شاه فعلى مانند خشايار شاه روزگاران قديم نيست كه توسط جارچيان اعلام كرد هر مردى ارباب خانه است و زنان بايد گوش به فرمان او باشند ( كتاب استر ، 1 ) . كار تجملپرستى حتى به آنجا رسيده است كه بعضى از زنان مجلل به رغم ناراحت بودن آن ، شلوارهائى از گرانبهاترين شالها مىپوشند . اين ديگر يكى از شكايتهاى عمومى مردان ايرانى است كه زنان در اثر بىبندوبارى در تجملپرستى و آرايش ، آنان را خانه خراب مىكنند به طورى كه هرگاه چندين زن در خانهاى باشند ديگر سروته مخارج آن را از طريق درآمدهاى مشروع نمىشود بهم آورد . اگر به ياد بياوريم كه زنان در صورت واقع شدن طلاق فقط و فقط همين لباسها و مقدارى خرت و پرت را كه فراهم كردهاند مىتوانند با خود همراه ببرند ، ديگر دربارهء اين موجودات شوربخت ، با گذشت بيشترى داورى خواهيم كرد . در زمان استيصال اين لباسها را تكهتكه گرو مىگذارند تا اينكه ذخيرهء آنها پايان بپذيرد . هرگاه زنى به كوچه برود يا سوار بر اسب در معيت نوكرها از شارع عبور كند ، چادرى به رنگ آبى نيلى بر سر مىكند و آن پوششى است كه تمام بدن ، از سر تا به پا ، در آن پيچيده مىشود . در مقابل چهره ، پارچهاى باريك و بلند به نام روبند آويخته است كه مقابل قسمتى كه چشم قرار گرفته قطعهاى بيضى شكل و پنجره پنجره براى ديدن تعبيه شده . اين نقاب ، بخصوص در تابستان گرم ، سخت مايهء ناراحتى است . به همين دليل خانمها گاهگاه ناچار مىشوند آن را بردارند . نزاكت و ادب ايجاب مىكند كه به هنگام ملاقات با خانمى چشم را پائين بيندازند . روى لباسهاى زير موقع خروج از منزل باز يك شلوار سبز يا آبى كمرنگ مىپوشند كه پاها را از انگشتان گرفته تا تهىگاه مىپوشاند يعنى شلوارى كه به جورابهاى دوخته شبيه است ، به اين شلوار چاقچور مىگويند . كفشها به طرز خاصى دوخته شده است و چندان